كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
92
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان لا تُبْطِلُوا باطل مكنيد و تباه مسازيد صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ مزد صدقههاى خود به منت نهادن بر درويش چه مال از آن حق درويش است و توانگر جز حمّال آن بيش نيست و منت صاحب مال راست نه حمال را و حضرت حقايق پناهى اشارتى بدين معنى در سبحة الابرار مىفرمايد مثنوى بار فقر ار فگنى از يكتن * بار منت منهش بر گردن چون عطابخش خدا آمد و بس * به كه دانا نهنهد منت كس در كرم حيلهگرى بيش نه * جود را رهگذرى پيش نه پس متصدق بايد كه به شكرانه آنكه مظهر اثر خير واقع شده منتدارنده باشد نه منتنهنده وَ الْأَذى و ديگر نيست مكنيد صدقههاى خود را به ايذا يعنى رنج رسانيدن به درويشان نه به زبان كه او را به گدائى سرزنش كنيد نه بفعل كه روى ترش كرده چين بر جبين افگنيد چه اگر درويش نباشد توانگر مظهر صفت جود و كرم نتواند شد بيت اى توانگر به حقارت منگر سوى گدا * كه گدائى وى آئينه زر دارى تست حق سبحانه در اين آيت جهت تكميل صدقه مؤمنان مىفرمايد كه نفقه خود را به منت و آزار باطل مسازيد كَالَّذِي همچون ابطال آنكسىكه از طريق حق منحرف و به سمت نفاق متسم گشته يُنْفِقُ مالَهُ نفقه مىكند مال خود را رِئاءَ النَّاسِ براى نمودن مردمان وَ لا يُؤْمِنُ و به حقيقت نمىگرود بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ به خدا و بروز قيامت اگر به خدا گرويده بودى صدقه براى وى دادى نه براى ديگران و اگر به قيامت اعتقاد داشتى براى معامله مجازات كردى نه براى مرايات فَمَثَلُهُ پس نمودار صدقه اين منفق مرائى كَمَثَلِ صَفْوانٍ همچون نمودار سنگيست خارا همواره عَلَيْهِ تُرابٌ كه بر آن سنگ خاك خشكست فَأَصابَهُ پس بران سنگ رسيد وابِلٌ باران بزرگ قطره كه سيل ازو زود و بسيار خيزد فَتَرَكَهُ پس بشست آن خاك را از سنگ و بگذاشت آن را صَلْداً سنگ تهى و پاك از گردوخاك و صفوان مثل منافقست و خاك بر آن سنگ نمودار نفقهاى او كه بريا كرده چون قطرات باران عدل از سحاب حساب ربانى ريزان گردد آثار آن نفقات محو شده سنگى بىحاصل بماند و تمام اعمال اهل ريا همين حال دارد بيت ترا از آتش فشان برقى چه آيد * كزو افروختن شمعى نشايد لا يَقْدِرُونَ قادر نباشند اين نفقهكنندگان مرائى عَلى شَيْءٍ بر ثواب چيزى مِمَّا كَسَبُوا از آنچه تصدق كرده باشند بريا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي و خدا راه ننمايد يعنى عزم هدايت در دل نيفگند الْقَوْمَ الْكافِرِينَ گروه ناگرويدگان را وَ مَثَلُ الَّذِينَ و مثل نفقه آنان كه به اعتقاد و اخلاص يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ بيرون مىكنند مالهاى خود را و به درويشان مىدهند ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ براى طلب خوشنودى خدا وَ تَثْبِيتاً و از براى ثبات و يقين صادر شده مِنْ أَنْفُسِهِمْ از نفسهاى ايشان بيافتن صدقه كَمَثَلِ جَنَّةٍ مانند ميوه بوستانيست كه واقع باشد بِرَبْوَةٍ بموضع بلند كه تابش آفتاب زودتر بوى رسد و رياح لواقح برد بيشتر و زد يا بر نزديكتر ازو آفت مغمور شدن در آب دور تر و اين باغ در چنين زمينى باشد أَصابَها برسد بوى وابِلٌ باران بزرگ قطره فَأَتَتْ پس بداد و برآورد أُكُلَها ميوه خود را ضِعْفَيْنِ دو برابر يعنى به يك سال چندان بردهد كه زمينهاى ديگر به دو سال دهند فَإِنْ لَمْ يُصِبْها پس اگر نرسد بدان باغ وابِلٌ باران عظيم القطرات فَطَلٌّ پس به دو رسد باران ضعيف و آن نيز او را كافيست يعنى اثر باران را ضايع نه مىكند و بكم و بيش محصول مىدهد و مقصود ازين مثل حصول جزاى مخلصان است كه آنچه براى رضاى خدا تصدق كنند از پاداش نيكو خالى نيست خواه آن صدقه اندك باشد و خواه بسيار وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ و خدا بدانچه شما مىكنيد از روى اخلاص و ريا بَصِيرٌ بيناست و مناسب بر يكى جزا خواهد داد .